سگسار. [ س َ ] (اِخ ) نام ولایتی است که سر مردم در آنجا مانند سر سگ و تن همچون آدمی باشد. (برهان ). || نام مردم آنجا (سگسار) [ سگستان ] هم هست . (برهان ). از: سک (سکا). رجوع کنید به [ سکستان ] + سار (= سر، پسوند) منسوب بقوم سکه ، سرزمین سکه . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : ز بزگوش و سگسار و مازندران کس آریم با گرزهای گران . فردوسی .بفرمود آئین کران تا کران همه شهر سگسار و مازندران . فردوسی .سپاهی ...
فرهنگ عمید
۱. سگ مانند، مانند سگ. ۲. آن که سری مانند سر سگ دارد. ۳. [مجاز] حریص و طماع، طمع کار. ۴. (اسم ) نام قومی افسانه ای با سرهایی شبیه سرِ سگ که محل زندگی آن ها را سگ ساران می گفتند.
فرهنگ معین
(سَ ) (ص مر. ) ۱ - آن که سری شبیه به سگ دارد.۲ - مجازاً: حریص . ۳ - دنیا - پرست .
دانشنامه آزاد فارسی
سَگسار در شاهنامۀ فردوسی، سِپهبُدی دلاور از غَرجِستان که در نبرد هَماوَن یار سپاه توران بود.
نام قومی افسانه آمیز که سرشان مانند سر سگ بود و شهر آنان را نیز سگسار مینامیدند .توضیح بعضی محققان بر آنند که اصل سکسار است منسوب بقوم [[ سکه ]] سرزمین سکه ها: [[ سپاهی که سگسار خوانندشان دلیران پیکار دانندشان .]] ( گرشاسب نامه ۱۷۴ )( صفت ) ۱ - آنکه دارای سری مانند سگ باشد . ۲ - قومی افسانه آمیز که سر افراد آن مثل سگ بود . ۳ - سگ مانند . ۴ - حریص طماع . ۵ - دنیا پرست طالب دنیا .نام ولایتی است که س...