Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سگالنده

تلفظ بین المللی : /sˌeɡɑlˈande/ تلفظ :‌ [s,egAl'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سگالیده
  • سکالنده
  • ساینده
  • ستانده
  • ستاننده
  • ستاینده
  • سابنده
  • سازنده
  • سراینده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سگالنده. [ س ِ ل َ دَ / دِ ] ( نف ) جوینده. خواهان :
سپاهی به کردار کوچ بلوچ
سگالنده جنگ و برآورده خوچ.
فردوسی.
|| اندیشنده :
سگالنده فال چون قرعه راند
ز طالع تواند همی نقش خواند.
نظامی.
سگالنده کاردان وقت کار
ز دشمن بدشمن شود رستگار.
نظامی.

فرهنگ عمید

۱. اندیشه کننده، فکرکننده.
۲. رایزن، چاره جو.

فرهنگ فارسی

جوینده خواهان یا اندیشنده

کلمات مرتبط

  • سگالیده
  • سکالنده
  • ساینده
  • ستانده
  • ستاننده
  • ستاینده
  • سابنده
  • سازنده
  • سراینده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات