معانی کلمه : سکین
لغت نامه دهخدا
سکین . [ س ُ ک َ ] (ع اِ) گورخر. حمار الوحش . (ذیل اقرب الموارد). خر سبک تیزرو. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
کارد، چاقو.
فرهنگ معین
(س کُِ ) [ ع . ] (اِ. ) کارد، چاقو. ج . سکاکین .
فرهنگ فارسی
کارد، چاقو، سکاکین جمع
( اسم ) ۱ - کارد چاقو . ۲ - قامتراش جمع : سکاکین .
گورخر حمار الوحش خر سبک تیز رو
( اسم ) ۱ - کارد چاقو . ۲ - قامتراش جمع : سکاکین .
گورخر حمار الوحش خر سبک تیز رو
