Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سکندر خوردن

تلفظ بین المللی : /sekˈandar xˈordan/ تلفظ :‌ [sek'andaR x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سکندری خوردن
  • سکندری خورنده
  • سکندر
  • سکندر رفتن
  • سکندر شاه
  • سکندر امان الهی بهاروند
  • سکندر سویح
  • سکندر عادل شاه
  • سکندر لودی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سکندر خوردن. [ س ِ ک َ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پیش پا خوردن اسب و سر در آمدن و جز آن در رفتار. ( آنندراج ). بسر درآمدن ستور هنگام رفتن. ( ناظم الاطباء ). پیش پا خوردن اسب. ( مجموعه مترادفات ص 215 ) :
سکندر خوران بادپای حیات
بدست تزلزل عنان ثبات.
ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بسر در آمدن ( اسب ) پیش پا خوردن .

کلمات مرتبط

  • سکندری خوردن
  • سکندری خورنده
  • سکندر
  • سکندر رفتن
  • سکندر شاه
  • سکندر امان الهی بهاروند
  • سکندر سویح
  • سکندر عادل شاه
  • سکندر لودی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات