Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سکستن

تلفظ بین المللی : /sakˈastan/ تلفظ :‌ [sak'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدواژه نامه بختیاریکا
  • سهستن
  • سکستان
  • سکستانت
  • سگستن
  • سیستن
  • پروپرتیوس سکستوس
  • سستنوتو
  • سکستت زهی
  • سکستوس امپیریکوس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سکستن. [ س ُ ک ُ ت َ ] ( مص ) گسیختن و پاره گشتن. ( برهان ) ( جهانگیری ). مقلوب گسستن است. ( انجمن آرای ناصری ) : غل و بند درهم سکستم همه دوان آمدم نزد شاه رمه.فردوسی.گرچه شب اندر سکست ماه بلند است باده خوش آمد بماهتاب درافکن.عطار.باز توبه میکند با رای سست دیو در دم باز توبه اش را سکست.مولوی.چون قضایت جعل تدبیرت سکست چون نشد بر تو قضای او درست.مولوی. || کنده شدن. ( برهان ) ( جهانگیری ). جدا شدن : ...

فرهنگ عمید

۱. گسستن، گسیختن.
۲. کنده شدن، جدا شدن: چونکه از امرودبُن میوه سکست / گشت اندر عهد و نذر خویش سست (مولوی: ۴۰۰ ).

واژه نامه بختیاریکا

( سُکستِن ) فرورفتن؛ خلیدن

کلمات مرتبط

  • سهستن
  • سکستان
  • سکستانت
  • سگستن
  • سیستن
  • پروپرتیوس سکستوس
  • سستنوتو
  • سکستت زهی
  • سکستوس امپیریکوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات