سکاک . [س ُ ] (ع اِ) هوای میان زمین و آسمان . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). جوفی که میان زمین و آسمان است . (آنندراج ). || جای پر از تیر. (منتهی الارب ).
سکاک . [ س َک ْ کا ] (ع ص ) آهنگر، چه سَک ّ حلقه ٔ آهن را گویند. (آنندراج ) (غیاث ). || کاردگر. (دهار) (مهذب ال...
فرهنگ عمید
چاقوساز.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کارد و چاقوساز. ۲ - آهنگر. ۳ - کسی که سکه ضرب کند. ۴ - سکه زن .
فرهنگ فارسی
سکه زن، سکه گر، آهنگر، کسی که کاردوچاقوبسازد ( صفت ) ۱ - کارد و چاقو ساز فروشنده کارد و چاقو . ۲ - آهنگر . ۳ - کسی که سکه ضرب کند سکه زن . ابو جعفر محمد بن خلیل مشهور بسکاک شاگرد ابو محمد هشام بن الحکم و از معاصرین چند نفر از مشاهیر معتزله مثل ابو عثمان عمر بن بحر جاحظ و جعفر محمد بن عبدالله اسکافی و ابوالفضل جعفر بن حرب است .