Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپیدسار

تلفظ بین المللی : /sepˈidsɑr/ تلفظ :‌ [sep'idsAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سپیدار
  • سپیدسازی
  • سپیدسازی کلید
  • سپیدکاری
  • سپیدخار
  • سپیدکار
  • سپیددار
  • سپیدسر
  • سپیدسری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سپیدسار. [ س َ / س ِ ]( ص مرکب ) سپیدسر. پیر. پیرمرد. سپیدمو :
این آسیا دوان و در او من نشسته پست
ایدون سپیدسار درین آسیا شدم.
ناصرخسرو.
و رجوع به سپیدسر شود.

فرهنگ عمید

آن که از پیری موهای سرش سفید شده، سرسپید، سفیدمو: واین آسیا دوان و دراو من نشسته پست / ایدون سپیدسار دراین آسیا شدم (ناصرخسرو: ۱۳۸ ).

فرهنگ فارسی

سفیدمو، آنکه ازپیری موهای سرش سفیدشده است
( صفت ) آنکه دارای سر سفید باشد مقابل سیه سر سیه سار .

کلمات مرتبط

  • سپیدار
  • سپیدسازی
  • سپیدسازی کلید
  • سپیدکاری
  • سپیدخار
  • سپیدکار
  • سپیددار
  • سپیدسر
  • سپیدسری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات