Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپیدرگ تود

تلفظ بین المللی : /sapˈidraɡ tˈuːd/ تلفظ :‌ [sap'idRag t'u:d]
فرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • سپیدرگ
  • سپیدرگ تارتود
  • سپیدرگ گوشت چنگار
  • سپیدرخ
  • سپیدرو
  • سپیدگر
  • زال سپیدرو
  • سپیدبرگ
  • دیو سپید
فرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

فرهنگ فارسی

تودینۀ خوش‌خیمی که از رگ‌ها و مجاری تنابه‌ای تشکیل می‌شود

فرهنگستان زبان و ادب

{lymphangioma, angioma lymphaticum} [علوم پایۀ پزشکی] تودینۀ خوش خیمی که از رگ ها و مجاری تنابه ای تشکیل می شود

کلمات مرتبط

  • سپیدرگ
  • سپیدرگ تارتود
  • سپیدرگ گوشت چنگار
  • سپیدرخ
  • سپیدرو
  • سپیدگر
  • زال سپیدرو
  • سپیدبرگ
  • دیو سپید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات