Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپور

تلفظ بین المللی : /sˈopuːr/ تلفظ :‌ [s'opu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سپورغان
  • سپوری کردن
  • حصار سپورغان
  • سپوروک
  • سپوریتسه
  • کلیسای سپورغان
  • ورزشگاه سپورتس اتورتی ات مایل های
  • امین سرور ماشاء الله
  • ریل بند سوراخ دار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سپور. [ س ُ ] ( از ترکی ، اِ ) کلمه مأخوذ از سُپُرماق ترکی است. روفته گر. جاروکش. کسی که کوچه ها و خیابانها را جاروب کند و آب پاشد. شوله روب. خاشه روب.

فرهنگ عمید

مٲمور شهرداری که خیابان ها و کوچه ها را جاروب می کند، رفتگر.

فرهنگ معین

(سُ ) [ تر. ] (اِ. ) رفتگر.

فرهنگ فارسی

مامورشهرداری، رفتگر
( اسم ) ماموری که از طرف شهرداری یا برزن محل مامور جارو کردن و تنظیف خیابان ها و کوچه ها است رفتگر .

مترادف و متضاد

پیک بهداشتی، جاروکش، رفتگر

dustman (اسم)رفتگر، خاکروبه بر، سپور، مامور تنظیفsweeper (اسم)رفتگر، سپور، روبنده، جاروکشscavenger (اسم)سپور، روبنده، جانور کثافت خور، جانور لاشخور...

کلمات مرتبط

  • سپورغان
  • سپوری کردن
  • حصار سپورغان
  • سپوروک
  • سپوریتسه
  • کلیسای سپورغان
  • ورزشگاه سپورتس اتورتی ات مایل های
  • امین سرور ماشاء الله
  • ریل بند سوراخ دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات