کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سپس-رو | کلماتور
معانی کلمه : سپس رو
تلفظ بین المللی :
/sˈepas rˈu/
تلفظ :
[s'epas R'u]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رویۀ سپر
سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
سوس رود
رؤیاهای سکس
روزشمار سردار سپه از کودتای 1299 تا نخست وزیری
نقاط درخشان روی سرس
سپاروک
سپرو
سپرور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سپس رو. [ س ِ پ َ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) پیرو و پس رو. ( ناظم الاطباء ). ذانب. دابر. ( منتهی الارب ). سفسیر.( صراح اللغة ). || مرید. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
پیرو، پس رو.
فرهنگ معین
(س پَ. رَ ) (ص فا. ) تابع ، پیرو.
فرهنگ فارسی
( صفت ) از پس رو تابع تالی پیرو .
کلمات مرتبط
رویۀ سپر
سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
سوس رود
رؤیاهای سکس
روزشمار سردار سپه از کودتای 1299 تا نخست وزیری
نقاط درخشان روی سرس
سپاروک
سپرو
سپرور
نظرات