Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپرنگ

تلفظ بین المللی : /sˈapranɡ/ تلفظ :‌ [s'apRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سترنگ
  • سترنگل
  • سارنگ
  • سورنگ
  • سفرنگ
  • سپردگی
  • سپرسنگ
  • سپرن
  • سپرگذاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سپرنگ. [ س ِ رَ ] ( اِخ ) مخفف اسپرنگ است :
میرفت و همی آمد بر من بگه صبح
چون پیک سبک از سپرنگی بسمرقند.
سوزنی ( از آنندراج ).
رجوع به اسپرنگ شود.

فرهنگ فارسی

مخفف اسپرنگ است

کلمات مرتبط

  • سترنگ
  • سترنگل
  • سارنگ
  • سورنگ
  • سفرنگ
  • سپردگی
  • سپرسنگ
  • سپرن
  • سپرگذاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات