کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سپرساز | کلماتور
معانی کلمه : سپرساز
تلفظ بین المللی :
/sepˈarsɑz/
تلفظ :
[sep'aRsAz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سپرسازی
سفرساز
سفرسازان
سرساز
خامه ٔ سحرساز
سحرساز
سحرسازی
سپرباز
اندیس سیرساز 2
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سپرساز. [ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه سپر سازد. آنکه سپر درست کند :
هندوانند سپرساز از سیم
لیک دارنده تیر خزرند.
خاقانی.
ندانم سپرساز خاقانیا
که نادانی اکسیر دانستن است.
خاقانی.
فرهنگ عمید
۱. آن که سپرهای اتومبیل را تعمیر می کند.
۲. [قدیمی] کسی که سپر می سازد، سازندۀ سپر.
فرهنگ فارسی
۱ - کسی که سپر جنگی سازد . ۲ - سازنده سپر ماشین و تعمیر کننده آن .
کلمات مرتبط
سپرسازی
سفرساز
سفرسازان
سرساز
خامه ٔ سحرساز
سحرساز
سحرسازی
سپرباز
اندیس سیرساز 2
نظرات