Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپاه داذور

تلفظ بین المللی : /sˈepɑh dˈɑzuːr/ تلفظ :‌ [s'epAh d'Azu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سیاه کاج داهوری
  • سپاه
  • سپاه ارا
  • سپاه ترک
  • سپاه خیز
  • سپاه دوست
  • سپاه زنگ
  • سپاه شدن
  • سپاه صلح
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سپاه داذور. [ س ِ داذْوَ ] ( اِ مرکب ) نام قاضی لشکر ( ارتش ) که در زمان ساسانیان قوه قضائی به او محول بوده است. ( ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ص 323 ). مانند دادستان ارتش.

فرهنگ فارسی

نام قاضی لشکر که درزمان ساسانیان قوه قضائی باو محول بوده است

کلمات مرتبط

  • سیاه کاج داهوری
  • سپاه
  • سپاه ارا
  • سپاه ترک
  • سپاه خیز
  • سپاه دوست
  • سپاه زنگ
  • سپاه شدن
  • سپاه صلح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات