سویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) میکربی که میکربهای دیگر از آن پدید آمده باشد. سوش . ( فرهنگستان ).
سویة. [ س َ وی ی َ ] (ع اِمص ) راستی وبرابری . یقال : هم علی سَویَّة؛ ای استواء. (منتهی الارب ) (آنندراج ). راستی و همواری . (دهار) : به نمازی غله دادی و زر و سیم به کافر هم بر این سان بر سویه . سوزنی .|| (اِ) از مراکب داهان و مساکین است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || آن گلیم...
فرهنگ عمید
۱. = سوی savi[y] ۲. (اسم مصدر ) راستی. ۳. (اسم مصدر ) برابری. ۴. (اسم مصدر ) یکسانی.
دانشنامه آزاد فارسی
سویِه (variety)(یا: جوره، واریته) در زیست شناسی، گروهی پایدار از موجودات زنده یک گونه، با تمایز روشن با بقیۀ افراد گونه. چنین گروهی عموماً در گیاهان جوره و در جانوران نژاد خوانده می شود. تمایز مذکور در ساختار وراثتی واقع می شود و ممکن است به صورت طبیعی و از طریق انتخاب طبیعی یا براثر اصلاح نژاد گزینشی انسان ها پدید آید. بیشتر جوره ها از طریق اصلاح نژاد گزینشی پدید می آیند. پیدایش سویه های سیب کاکس...
فرهنگ فارسی
موقعیت صوت در محیطی با دو یا چند بلندگو
برابرویکسان، راستی وبرابری یکسانی، سوایا ( صفت ) مونث سوی . راستی و برابری از مراکب داهان و مساکین است
دانشنامه عمومی
کوزه- مشک آب
(اصفهانی) سویِه؛ کوزه یا تُنگ سفالی آب.
در زیست شناسی به یاخته هایی که در کشت خالص، از یک یاخته به دست آمده اند سویه (به انگلیسی: strain) می گویند.در تعریف ژنوتیپی، سویه به سلول هایی گفته می شود که با سویه های دیگر کمتر از ۱۲٪ تفاوت ژنتیکی داشته باشد.شهامت، منوچهر، ملک زاده، فریدون، میکروبیولوژی عمومی، تهران: نتشارات شهرآب، پاییز ۱۳۶۹. ص۳۴۴.سویه ها را با شماره، حروف یا نام...
مترادف و متضاد
سو، سمت، جانب، طرف، جهت
level (اسم)میزان، سطح، تراز، سویه، یک دست، هم تراز، سطح برابر، هدف گیری، الت ترازگیری، ترازسازیdegree (اسم)درجه، پایه، طبقه، سیکل، مرتبه، رتبه، مرحله، منزلت، زینه، پله، سویه، دیپلم یا درجه تحصیل...
فرهنگستان زبان و ادب
{pan, pan control} [موسیقی] موقعیت صوت در محیطی با دو یا چند بلندگو {bearing of line, bearing} [مهندسی نقشه برداری] زاویۀ افقی یک امتداد با نصف النهار مرجع در ربعی که در آن قرار دارد {line} [جامعه شناسی] سلسله ای ناگسسته از افراد در یک توالی زمانی مشخص، به ویژه در چندین نسل از یک خانواده