معانی کلمه : سولده
لغت نامه دهخدا
سولده. [ دِ ] ( اِخ ) نام قصبه ای است کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده. دارای پست خانه و تلگرافخانه است. مرکز قصبه قشلاقی بخش نور شهرستان آمل ، کنار راه شوسه کناره. جمعیت آن در زمستان 2000 تن و در تابستان تقریباً نصف این عده به ییلاق کجور میروند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:نور، شهر
wikijoo: سولده
فرهنگ فارسی
قصبه مرکز قشلاقی بخش نورشهرستان آمل کنار راه شوسه کناره . جمعیت آن در زمستان ۲٠٠٠ تن و در تابستان تقریبا نصف این عده به ییلاقهای کجور و نور میروند .
نام قصبه ایست کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده دارای پست خانه و تلگرافخانه است
نام قصبه ایست کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده دارای پست خانه و تلگرافخانه است
گویش مازنی
نام قدیمی شهرستان نور
/sool de/ نام قدیمی شهرستان نور
