Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سولده

تلفظ بین المللی : /sˈuːldeː/ تلفظ :‌ [s'u:lde:]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • بالا سولده
  • پائین سولده
  • سوده
  • سوده شدن
  • سوده گر
  • سودهی 1
  • سودهی 2
  • سودهی کور
  • سوله
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

سولده. [ دِ ] ( اِخ ) نام قصبه ای است کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده. دارای پست خانه و تلگرافخانه است. مرکز قصبه قشلاقی بخش نور شهرستان آمل ، کنار راه شوسه کناره. جمعیت آن در زمستان 2000 تن و در تابستان تقریباً نصف این عده به ییلاق کجور میروند. ( از فرهنگ فارسی معین ).

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:نور، شهر
wikijoo: سولده

فرهنگ فارسی

قصبه مرکز قشلاقی بخش نورشهرستان آمل کنار راه شوسه کناره . جمعیت آن در زمستان ۲٠٠٠ تن و در تابستان تقریبا نصف این عده به ییلاقهای کجور و نور میروند .
نام قصبه ایست کنار راه بابل به چالوس میان تمیشان و المده دارای پست خانه و تلگرافخانه است

گویش مازنی

نام قدیمی شهرستان نور

/sool de/ نام قدیمی شهرستان نور

کلمات مرتبط

  • بالا سولده
  • پائین سولده
  • سوده
  • سوده شدن
  • سوده گر
  • سودهی 1
  • سودهی 2
  • سودهی کور
  • سوله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات