Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوق

تلفظ بین المللی : /sˈoq1/ تلفظ :‌ [s'oq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • سوق الامیر
  • سوق الثلاثا
  • سوق الجیش
  • سوق المعلوم
  • سوق دادن
  • سوق دهنده
  • سوق الجیشی
  • سوق الشیوخ
  • سوق شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

سوق . [ س َ وَ ] (ع مص ) خوب ساق شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِمص ) خوبی ساق . (منتهی الارب ).

سوق . [ س َ ] (ع مص ) راندن چارپا را. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). راندن . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 60). || در جان کندن درآمدن بیمار. || بر ساق کسی زدن . || دست پیمان راندن از ستور و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج )....

فرهنگ عمید

جای خریدوفروش کالا؛ بازار.

۱. راندن.
۲. راندن چهارپا.
۳. [مجاز] جهت دادن؛ راهنمایی و هدایت.

۱. راندن.
۲. راندن چهارپا.
۳. [مجاز] جهت دادن، راهنمایی و هدایت.
جای خریدوفروش کالا، بازار.

فرهنگ معین

(سَ) [ ع . ] (مص م .) راندن .

[ ع . ] (اِ.) بازار؛ ج . اسواق .

[ ع . ] (اِ. ) بازار، ج . اسواق .
(سَ ) [ ع . ] (مص م . ) راندن .

فرهنگ فارسی

راندن، راندن چهارپا، خواندن وبیان کردن حدیث، بازار، جای خریدوفروش کالاها، اسواق جمع
( اسم ) بازار جمع : اسواق .
قصبه از دهستان طیبی گرم سیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان

دانشنامه عمومی

سوق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:سوق (کهگیلویه)بازار یا سوقwiki: کهگیلویه و بویراحمد ایران.سوق الاهواز نام قدیمتر شهر اهواز بوده است. (پیش از آن اهواز هرمزشهر نام داشت).سوق اُلجـِیشی به معنی راهبردی و استراتژیک است.سوق گونه ای از تلفظ واژه پارسی میانه «سوگ» به معنی سو و جهت است. این تلفظ در نام هایی مانند چهارسوق باقی مانده است.کارسوق نامی است که به دوره های آموزشی موردی و کوتاه م...

مترادف و متضاد

بازار، بازارچه، تیمچه، راسته، اعزام، گسیل

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی سُّوقِ: ساقها ( جمع ساق است )معنی سِیقَ: سوق داده شد(سوق به معنای وادار کردن کسی است به راه رفتن )معنی بَعَثَ: برانگیخت- چیزی را به طرفی سوق دادمعنی بَعْثِ: برانگیختن- چیزی را به طرفی سوق دادنمعنی لَا یَبْعَثُ: بر نمی انگیزد (بعث :چیزی را به طرفی سوق دادن)معنی مَسَاقُ: سوق دادن (کلمه مساق مصدر میمی است ، که همان معنای مصدر سوق را میدهد ، و مراد از اینکه در قیامت یا در روز مرگ سو...

کلمات مرتبط

  • سوق الامیر
  • سوق الثلاثا
  • سوق الجیش
  • سوق المعلوم
  • سوق دادن
  • سوق دهنده
  • سوق الجیشی
  • سوق الشیوخ
  • سوق شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات