کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سوفاره
تلفظ بین المللی :
/suːfˈɑreː/
تلفظ :
[su:f'ARe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زهکشی سطح سواره رو
سواره
سواره رو
سواره روِ عبوری
سفر سواره
سوفار
سوفار لبان
سوفارگاه
سلطان یک سواره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
سوفاره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) مرادف سوفار. ( آنندراج ) :
تیر گرش گشت چو سوفار ساز
گشت ز دستش سر سوفاره باز.
امیرخسرو ( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
زهکشی سطح سواره رو
سواره
سواره رو
سواره روِ عبوری
سفر سواره
سوفار
سوفار لبان
سوفارگاه
سلطان یک سواره
نظرات