Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوسه

تلفظ بین المللی : /sˈuːseː/ تلفظ :‌ [s'u:se:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • سوسه بردار
  • سوسه دواندن
  • سوسه بردن
  • سوسه دوزه
  • سوسه مایریک
  • حصر سوسه
  • بی سوسه
  • احمد سوسه
  • استان سوسه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سوسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ ) کرمی باشد که در گندم افتد و ضایع کند. ( برهان ). کرم گندم. ( غیاث ). کرمی است که در گندم افتد و ضایع کند. آنرا کرم گندم خوار و سلیک نیز گویند. ( آنندراج ). شپش گندم. ( دهار ) : نیاید بکار من این کار جنگ کجا سوسه سنجد بجنگ پلنگ.فردوسی ( از آنندراج ).رجوع به سوس و سیسک شود. || خدشه. ( یادداشت بخط مؤلف ).- سوسه نداشتن معامله ؛ هیچ نوع احتمال ضرر، از قبیل : دعاوی حق یا باطل...

فرهنگ عمید

کرمی که پارچه‌های پشمی را ضایع می‌کند؛ بیب.

۱. نیرنگ و حقه.
۲. خدشه.
۳. شائبۀ ریا و نیرنگ و دروغ.
⟨ سوسه آمدن: (مصدر لازم) [عامیانه] دربارۀ کسی یا کاری چیزی گفتن که باعث اشکال و زحمت شود.

۱. نیرنگ و حقه.۲. خدشه.۳. شائبۀ ریا و نیرنگ و دروغ.* سوسه آمدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] دربارۀ کسی یا کاری چیزی گفتن که باعث اشکال و زحمت شود.کرمی که پارچه های پشمی را ضایع می کند، ...

فرهنگ معین

(سَ یا س ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - حقه ، تزویر. ۲ - دشواری ، اشکال .

فرهنگ فارسی

حفره‌هایی به‌ شکل حباب‌‌های تخت‌شده با گوشه‌های گرد یا زاویه‌دار که به‌صورت تکی یا گروهی در سطح یا نزدیک به سطح قطعه قرار دارند متـ . مُک سطحی مُک زیرسطحی subsurface blowhole

نیرنگ وحقه وخدشه، شائبه ریاونیرنگ ودروغ
( اسم ) ۱ - حقه تزویر : در کار او هیچ سوسه ای نیست . ۲ - اشکال دشواری .
کرمی باشد که در گندم افتد و ضایع کند کرم گندم خدشه

دانشنامه عمومی

سوسه (به عربی: سوسة) شهری در استان سوسه کشور تونس است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۰۴ میلادی ۱۷۳٫۰۴۷ نفر بوده است.
فهرست شهرهای تونس
wiki: سوسه

گویش مازنی

۱تحریک ۲جاسوسی ۳ساییده شده

/soo se/ تحریک - جاسوسی ۳ساییده شده

مترادف و متضاد

خدشه، دشواری

اشکال، اشکال‌تراشی

تزویر، حقه، دسیسه، نیرنگ، خدعه

۱. تزویر، حقه، دسیسه، نیرنگ، خدعه
۲. اشکال، اشکالتراشی
۳. خدشه، دشواری

weevil (اسم)
شپشه، شپشه گندم، کو، سوسه

فرهنگستان زبان و ادب

{surface blowhole} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب، مهندسی مواد و متالورژی] حفره هایی به شکل حباب های تخت شده با گوشه های گرد یا زاویه دار که به صورت تکی یا گروهی در سطح یا نزدیک به سطح قطعه قرار دارند متـ . مُک سطحی مُک زیرسطحی subsurface blowhole

کلمات مرتبط

  • سوسه بردار
  • سوسه دواندن
  • سوسه بردن
  • سوسه دوزه
  • سوسه مایریک
  • حصر سوسه
  • بی سوسه
  • احمد سوسه
  • استان سوسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات