معانی کلمه : سوسه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کرمی که پارچههای پشمی را ضایع میکند؛ بیب.
۱. نیرنگ و حقه.
۲. خدشه.
۳. شائبۀ ریا و نیرنگ و دروغ.
〈 سوسه آمدن: (مصدر لازم) [عامیانه] دربارۀ کسی یا کاری چیزی گفتن که باعث اشکال و زحمت شود.
فرهنگ معین
(سَ یا س ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - حقه ، تزویر. ۲ - دشواری ، اشکال .
فرهنگ فارسی
حفرههایی به شکل حبابهای تختشده با گوشههای گرد یا زاویهدار که بهصورت تکی یا گروهی در سطح یا نزدیک به سطح قطعه قرار دارند متـ . مُک سطحی مُک زیرسطحی subsurface blowhole
نیرنگ وحقه وخدشه، شائبه ریاونیرنگ ودروغ
( اسم ) ۱ - حقه تزویر : در کار او هیچ سوسه ای نیست . ۲ - اشکال دشواری .
کرمی باشد که در گندم افتد و ضایع کند کرم گندم خدشه
( اسم ) ۱ - حقه تزویر : در کار او هیچ سوسه ای نیست . ۲ - اشکال دشواری .
کرمی باشد که در گندم افتد و ضایع کند کرم گندم خدشه
دانشنامه عمومی
سوسه (به عربی: سوسة) شهری در استان سوسه کشور تونس است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۰۴ میلادی ۱۷۳٫۰۴۷ نفر بوده است.
فهرست شهرهای تونس
فهرست شهرهای تونس
wiki: سوسه
گویش مازنی
۱تحریک ۲جاسوسی ۳ساییده شده
/soo se/ تحریک - جاسوسی ۳ساییده شده
مترادف و متضاد
خدشه، دشواری
اشکال، اشکالتراشی
تزویر، حقه، دسیسه، نیرنگ، خدعه
۱. تزویر، حقه، دسیسه، نیرنگ، خدعه
۲. اشکال، اشکالتراشی
۳. خدشه، دشواری
weevil (اسم)
شپشه، شپشه گندم، کو، سوسه
فرهنگستان زبان و ادب
{surface blowhole} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب، مهندسی مواد و متالورژی] حفره هایی به شکل حباب های تخت شده با گوشه های گرد یا زاویه دار که به صورت تکی یا گروهی در سطح یا نزدیک به سطح قطعه قرار دارند
متـ . مُک سطحی
مُک زیرسطحی subsurface blowhole
