سوزاندن. [ دَ ] ( مص ) سوزانیدن. ( ناظم الاطباء ). آتش زدن : بسوزاندم هر شبی آتشش سحر زنده گردم به بوی خوشش.سعدی.مبارک ساعتی باشد که با منظور بنشینی به نزدیکت بسوزاند مگر از دور بنشینی.سعدی.|| ( اصطلاح بنایان ) قناسی را بطور کم محسوس و بتدریج محو کردن. مالیدن و مسطح کردن و جز آن ، چون از جانبی برآمده باشد. ( یادداشت بخط مؤلف )....
فرهنگ عمید
۱. چیزی را آتش زدن یا در آتش انداختن که بسوزد، آتش زدن در چیزی. ۲. با حرارت زیاد سبب آسیب یا آزار شدن. ۳. [مجاز] اثر گذاشتن، تٲثیر گذاشتن. ۴. [مجاز] تباه کردن، ضایع ساختن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م . ) سوزانیدن ، آتش گرفتن ، سوختن .
دانشنامه آزاد فارسی
سوزاندن (cauthorterization)در پزشکی، استفاده از وسایل مخصوص برای سوزاندن یا جوش دادن بخش های کوچکی از بافت های بدن. این عمل به منظور تخریب یاخته های مرده، جلوگیری از گسترش عفونت یا بستن عروق کوچک و کاهش خون ریزی حین عمل جراحی صورت می گیرد.wikijoo: سوزاندن...
فرهنگ فارسی
نوشتن بر روی یک رسانۀ نوری
سوزانیدن، آت زدن درچیزی، سوزاننده با آتش ( مصدر ) آتش زدن سوختن .
دانشنامه عمومی
سوزاندن (پزشکی). سوزاندن (به انگلیسی: cauthorterization) در پزشکی به عمل سوزاندن بخشی از بدن از طریق نابود کردن برخی بافت ها به منظور برداشتن یک بخش یا بستن زخم گفته می شود.درمانگران سنتی برای درمان علایمی هم چون تب، اسهال، تشنج و دیگر بیماری ها از سوزاندن به روش داغ کردن استفاده می کردند.جهت بریدن بافت و سوزاندن رگ های خونی از دستگاهی به نام الکتروکوتر (به انگلیسی: Electrocauthorter) استفاده می...
[ویکی فقه] سوزاندن به معنای آتش زدن است که به مناسبت در بابهای طهارت، جهاد، کفارات، اطعمه و اشربه و حدود از آن سخن به میان آمده است.آتش زدن چیزی را سوزاندن می گویند.احکام سوزاندن← سوزاندن اوراقِ در بر دارنده آیات قرآن ۱. ↑ وسائل الشیعة ج۱۲، ص۱۴۰. ...wikifeqh: سوزاندن...