Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوری

تلفظ بین المللی : /sˈuːri/ تلفظ :‌ [s'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • سوری بن معتز
  • سوری دخت
  • سوری وند
  • سوری بریتیش کلمبیا
  • سوری داکوتای شمالی
  • سوری نت
  • سوری ها
  • سوری ها در المان
  • سوری ها در سوئد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سوری . (اِخ ) ابن معتز که درزمان مسعود غزنوی حاکم نیشابور بود و مشهد امام رضا(ع ) را بنا کرده است . (از تاریخ گزیده ص 207). رجوع به تاریخ بیهقی ص 169، 178 و سبک شناسی ج 2 ص 345 شود....

فرهنگ عمید

سورچران#NAME?

۱. از مردم سوریه: ورزشکار سوری.
۲. تهیه‌شده در سوریه.
۳. (اسم، صفت نسبی) [قدیمی] = سریانی

۱. چیزی که به رنگ سرخ باشد؛ سرخ‌رنگ: ◻︎ آمده نوروزماه با گل سوری به هم / بادۀ «سوری» بگیر، بر گل سوری بچم (منوچهری: ۷۰).
۲. چهارشنبه‌سوری.
۳. (زیست‌شناسی) گل‌سرخ: ◻︎ آمده نوروزماه با گل «سوری» به هم / بادۀ سوری بگیر، بر گل «سوری» بچم (منوچهری: ۷۰).

= سورچران...

فرهنگ معین

(ص نسب .) نک سورچران .

1 - (اِ.)گل سرخ ، گل محمدی . 2 - شراب سرخ .

۱ - (اِ. )گل سرخ ، گل محمدی . ۲ - شراب سرخ .
(ص نسب . ) نک سورچران .

فرهنگ فارسی

سیف الدین بن عزالدین حسین از پادشاهان غور که در غور و غزنین از ۵۴۳ تا ۵۴۴ ه. ق . حکومت کرد و بهرامشاه او را در سال ۵۴۴ ه.ق . بکشت .
سرخ رنگ، گل سرخ، گل محمدی، می سوری:شراب
( اسم ) گل محمدی .
سیف الدین سوری برادر ملک قطب الدین و سلطان علائ الدین غوری از سلاطین غور است که جانشین برادر خود ملک فخر الدین شد

دانشنامه عمومی

سوری:soori تلفظش مثل قوری. در بندرعباس، به نوعی زنبور به رنگ زرد و بال قهوه ای می گویند که نیش دردناکی دارد و در تابستان بر روی شاخه درخت لانه می بندد که خانه ای است از جنس موم و رو به زمین و دارای شبکه هایی مثل لانه زنبور عسل.

ما در لغت نامه فارسی سوری را به دو املای متفاوت مینویسیم -یکی به این شکل سوری-- ودیگری نیز به این شکل صوری----که در تلفظ مثل هم می باشند.واما در معنا به هم تفاوت دارن...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: suri) (در قدیم) (در گیاهی) گل سرخ ؛ (به مجاز) سرخ رنگ .

اسم: سوری (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: suri) (فارسی: سوري) (انگلیسی: suri)
معنی: گل سرخ، گل محمدی، شادی و خرمی، ( به مجاز ) سرخ رنگ

مترادف و متضاد

اهل سوریه

منسوب به سور

گل‌سرخ، گل‌محمدی

بزمی، بزم‌رو، سورچران، مدعو به عروسی

۱. گلسرخ، گلمحمدی
۲. منسوب به سور
۳. بزمی، بزمرو، سورچران، مدعو به عروسی
۴. اهل سوریه

red rose (اسم)سوریsyrian (اسم)سوری، اهل سوریهsyrian (صفت)سوری، اهل سوریه...

واژه نامه بختیاریکا

وابسته به چای؛ معتاد

کلمات مرتبط

  • سوری بن معتز
  • سوری دخت
  • سوری وند
  • سوری بریتیش کلمبیا
  • سوری داکوتای شمالی
  • سوری نت
  • سوری ها
  • سوری ها در المان
  • سوری ها در سوئد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات