Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سورگ

تلفظ بین المللی : /sˈuːraɡ/ تلفظ :‌ [s'u:Rag]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سورگ اباد
  • سورگ انهالت
  • سورگ چرمیل
  • الیور سورگ
  • دره کوه سورگ
  • قنات سورگ شیخ اباد جیرفت
  • سورگوم
  • السورگمک
  • امرمردگ سورگه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

سورگ. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه شهرستان بیرجند. دارای 388 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات ، میوه جات ، زعفران ، ابریشم. شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 )....

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نهار جانات بخش حومه شهرستان بیرجند

دانشنامه عمومی

در روستای ترک آباد اردکان یزد به نوعی کیک و نان محلی اطلاق می شود که از خمیر کردن آرد گندم و تفت دادن در روغن (پنبه دانه) حاصل شده و همزمان به آن پیاز گشنیز و سیا هدانه نیز اضافه می گردد اکثرا در مراسم سوگواری از دست دادگان این نوع نان پخته می شود sorog کلمه با ضمه بر روی و خوانده می شود

سورگ ممکن است برای موارد زیر کاربرد داشته باشد:سورگ (اندیمشک)، روستایی از توابع بخش الوار گرمسیری شهرستان...

کلمات مرتبط

  • سورگ اباد
  • سورگ انهالت
  • سورگ چرمیل
  • الیور سورگ
  • دره کوه سورگ
  • قنات سورگ شیخ اباد جیرفت
  • سورگوم
  • السورگمک
  • امرمردگ سورگه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات