معانی کلمه : سوراخ حشره
فرهنگ فارسی
هر سوراخ یا مجرایی در پوست یا چوب درخت که حشرات بالغ یا کرمینۀ (larva) آنها ایجاد کرده باشند
فرهنگستان زبان و ادب
{insect hole} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] هر سوراخ یا مجرایی در پوست یا چوب درخت که حشرات بالغ یا کرمینۀ (larva ) آنها ایجاد کرده باشند
