Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوختنی

تلفظ بین المللی : /suːxtˈani/ تلفظ :‌ [su:xt'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مواد سوختنی
  • دورریز سوختنی
  • افتاب سوختگی
  • رنگ سوختن
  • روز سوختن
  • ستاره سوختگی
  • ساختنی
  • سوختن
  • سوختن ثابت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سوختنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت ) آنچه لایق سوختن باشد. آنچه درخور سوختن باشد :
ای سوخته سوخته سوختنی
ای آتش دوزخ از تو افروختنی.
( منسوب به خیام ).
خار کو مادر گلبرگ طری است
زآنکه آزار کند سوختنی است.
سلمان ساوجی.
- امثال :
دَرِ مسجد نه کندنی است نه سوختنی است .

فرهنگ عمید

قابل سوختن، درخور سوختن.

فرهنگ معین

( ~ . ) (ص . ) قابل سوختن .

فرهنگ فارسی

( صفت ) قابل سوختن لایق سوختن .

مترادف و متضاد

تباه‌شدنی، نابودشدنی

قابل اشتعال، اشتعال‌پذیر

لایق سوختن، سزاوار سوزاندن

۱. قابل اشتعال، اشتعالپذیر
۲. لایق سوختن، سزاوار سوزاندن
۳. تباهشدنی، نابودشدنی


کلمات مرتبط

  • مواد سوختنی
  • دورریز سوختنی
  • افتاب سوختگی
  • رنگ سوختن
  • روز سوختن
  • ستاره سوختگی
  • ساختنی
  • سوختن
  • سوختن ثابت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات