کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوار-پا | کلماتور
معانی کلمه : سوار پا
تلفظ بین المللی :
/savˈɑr pˈɑ/
تلفظ :
[sav'AR p'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پارک سوار
ایستگاه پارک سوار
حوزه انتخابیه پارس اباد و بیله سوار
سوار پایین
پارادک سور
پاسی سور ار
پالان سواری
اندیکاتور پارابولیک سار
پائولا سوارز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سوارپا. [ س َ ] ( ص مرکب ) پاسوار که کنایه از پیاده چست و چابک باشد. ( برهان ).پیاده تیزرو. ( فرهنگ رشیدی ). کنایه از پیاده جست و چابک باشد و آنرا پاسوار نیز گویند. ( انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) پیاده چست و چابک .
کلمات مرتبط
پارک سوار
ایستگاه پارک سوار
حوزه انتخابیه پارس اباد و بیله سوار
سوار پایین
پارادک سور
پاسی سور ار
پالان سواری
اندیکاتور پارابولیک سار
پائولا سوارز
نظرات