معانی کلمه : سواء
لغت نامه دهخدا
سواء. [ س َ ] (ع مص ) اندوهگین کردن کسی را. || زشت گردیدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) وسط ، میانه . ۲ - یکسان ، برابر. ۳ - (ق . ) جز، مگر.

سواء. [ س َ ] (ع مص ) اندوهگین کردن کسی را. || زشت گردیدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ).