معانی کلمه : سوئز
لغت نامه دهخدا
سویز. [ س ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مزینان بخش داورزن شهرستان سبزوار. دارای 932 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات ، پنبه و شغل اهالی زراعت و مالداری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ). رجوع به تاریخ بیهقی ص 184 شود.
فرهنگ فارسی
در قدیم آرسینوئه بندرسیت در ساحل بحر احمر در کشور جمهوری مصر : دارای ۲۶۴۱٠٠ تن سکنه .
ترعه ایست در خاک مصر که بر الروم را بدریای سرخ متصل میکند و در قرن ۱۹ میلادی بوسیله فردینان دلسپس فرانسوی حفره شده و آمریکاییان آنرا بپایان رسانیدند
ترعه ایست در خاک مصر که بر الروم را بدریای سرخ متصل میکند و در قرن ۱۹ میلادی بوسیله فردینان دلسپس فرانسوی حفره شده و آمریکاییان آنرا بپایان رسانیدند
