سو. [ س ُ ] (اِخ ) نام چشمه ای است در ولایت طوس و به چشمه ٔ سبز اشتهار دارد. (برهان ) (جهانگیری ).
روشنایی.
سود؛ نفع.
۱. طرف؛ جانب؛ کنار.
۲. [قدیمی] نزد.
(اِ.) طرز، روش .
[ تر. ] (اِ.) آب .
(اِ.) نور، روشنایی .
[ په . ] (اِ.) جانب ، طرف .
جهتی در آسمان که تلسکوپ رو به آن تنظیم میشود
بینایی چشم ها || سو داشتن:دید داشتن
کنج زاویه
طرف – جهت
روشنی آتش افروختن
شکار در شب – پسوندی است
سایش تیز کردن ابزار در اثر سایش
۱عادتی را از کسی ارث بردن ۲ریشه،اصل و تبار
1. روشنى، نور؛ 2. دید چشم. tiâ-m su nâra>:چشمم خوب نمىبیند؛be su-i čera qasam:به نور این چراغقسم> .
خیال، گمان
سود، منفعت، نفع
توان بینایی، دید
پرتو، روشنایی، نور
جانب، جهت، راستا، زی، نزد، کنار، سمت، سون، سوی، صوب، طرف، قبل، گوشه، وجه
۱. جانب، جهت، راستا، زی، نزد، کنار، سمت، سون، سوی، صوب، طرف، قبل، گوشه، وجه
۲. پرتو، روشنایی، نور
۳. سود، منفعت، نفع
۴. خیال، گمان
۵. توان بینایی، دید