Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سهول

تلفظ بین المللی : /sˈohuːl/ تلفظ :‌ [s'ohu:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سهولت
  • به سهولت قابل اندازه گیری
  • در دشواری و سهولت
  • سهولت ادا
  • کاری که با سهولت انجام شود
  • سهولان
  • سهوله
  • غار سهولان
  • سهولها
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

سهول . [ س َ ] (ع ص ، اِ) دوایی که شکم راند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

سهول . [ س ُ ] (ع اِ) ج ِ سهل . (دهار) (آنندراج ) (منتهی الارب ) : چون برق خاطف و ریح عاصف سهول و ضراب و سهوب و شعاب آن مسافت درنوردید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).

سهول. [ س َ ] ( ع ص ، اِ ) دوایی که شکم راند. ( ...

فرهنگ عمید

سهل#NAME?

= سهل

فرهنگ فارسی

جمع سهل
جمع سهل

دانشنامه عمومی

سهول یک روستا در ایران است که در دهستان آبدان واقع شده است.
wiki: سهول

کلمات مرتبط

  • سهولت
  • به سهولت قابل اندازه گیری
  • در دشواری و سهولت
  • سهولت ادا
  • کاری که با سهولت انجام شود
  • سهولان
  • سهوله
  • غار سهولان
  • سهولها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات