کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سهمیه
تلفظ بین المللی :
/sahmˈije/
تلفظ :
[sahm'ije]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سهمیه بندی
سهمیه بندی دانشگاه های ایران
سهمیه بندی دیسک
سهمیه بندی سوخت در ایران
سهمیه واردات
سهمیه بندی اب
جدول سهمیه
خدمات سهمیه بندی ماهانه
باغ سهمیه کومپالا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
(سَ یِّ ) [ ازع . ] (ص نسب . ) منسوب به سهم ، مقدار و چیزی که نصیب و سهم کسی شود.
فرهنگ فارسی
بهره
( صفت ) مونث سهمی مقداری از چیزی که نصیب و سهم کسی شود .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بهره، نصیب، سهم، حصه
stock (اسم)ذخیره، سهم، مایه، نیا، پایه، کنده، تخته، تنه، قنداق تفنگ، سرمایه، موجودی، یدکی، سهمیه، در انبار، قنداق، موجودی کالا، مواشی، پیوندگیر، ته ساقه، دسته ریشهshare (اسم)سهم، قسمت، قطعه، بخش، خیش، حصه، بهره، سهمیهquota (اسم)سهم، سهمیه، بنیچه...
کلمات مرتبط
سهمیه بندی
سهمیه بندی دانشگاه های ایران
سهمیه بندی دیسک
سهمیه بندی سوخت در ایران
سهمیه واردات
سهمیه بندی اب
جدول سهمیه
خدمات سهمیه بندی ماهانه
باغ سهمیه کومپالا
نظرات