معانی کلمه : سهمناک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ترس دار، ترسناک، هولناک: این چنین اسبی تواند برد بیرون مرمرا / از چنین وادی، ز قاعی سهمناک و نیش زن (منوچهری: ۸۳ ).
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص مر. ) نک سهمگین .
فرهنگ فارسی
دارای ترس، ترسناک، هولناک
( صفت ) ۱ - خوفناک سهمناک ترس آور مهیب .
هولناک و دارای ترس و بیم مهیب
( صفت ) ۱ - خوفناک سهمناک ترس آور مهیب .
هولناک و دارای ترس و بیم مهیب
مترادف و متضاد
بیمناک، ترسآور، ترسناک، خوفناک، دهشتزده، دهشتناک، رعبآور، رعبانگیز، موحش، مهیب، مهیل، واهمهناک، هراسیده، هولناک
