معانی کلمه : سه تو
لغت نامه دهخدا
سه تو. [ س ِ ] ( ص مرکب ) سه طبقه ، در جامه و کاغذ و امثال آن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || قسمی درهم نبهره و معرب آن ستوق است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی ) = سه تار
۲. (صفت ) ‹ستو› مسکوک مسی که روی آن آب طلا یا نقره داده باشند، پول قلب.
۲. (صفت ) ‹ستو› مسکوک مسی که روی آن آب طلا یا نقره داده باشند، پول قلب.
فرهنگ فارسی
سه طبقه در جامه و کاغذ و امثال آن قسمی در هم نبهره و معرب آن ستوق است
دانشنامه عمومی
سهتو، روستایی از توابع بخش لیردف شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان سورک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۲خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان سورک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۲خانوار) بوده است.
wiki: سه تو
