سنی . [ س َ ن َ ] (اِ) آهن و فولاد. (برهان ) (آنندراج ).
سنی . [ س ُن ْ نی ] (ص نسبی )منسوب به سنت که ضدّ بدعت باشد. (الانساب سمعانی ).
سنی . [ س ُن ْ نی ] (اِ) نوعی از ماهی باشد در ملتان و گوشت آن بغایت لذیذ میشود. (برهان ) (آنندراج ) (فهرست مخزن الادویه ).
رفیع؛ بلند؛ عالی؛ بلندمرتبه.
۱. آهن.
۲. ریم آهن.
۳. سینی.
کسی که پیرو اهل سنت پیغمبر و قائل به خلافت ابوبکر و جانشینان او است.
(س ) (اِ.) 1 - آهن . 2 - ریم آهن .
(سَ نِ یّ) [ ع . ] (ص .) رفیع ، عالی .
(سُ نّ) [ ع . ] (ص نسب .) 1 - پیرو سنت پیغمبر. 2 - پیرو فرقه ای از مسلمانان که قایل به خلافت ابوبکر و جانشینان اویند.