Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سنگواره

تلفظ بین المللی : /sanɡvˈɑreː/ تلفظ :‌ [sangv'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • سنگواره شناسی
  • سوخت سنگواره ای
  • فهرست سنگواره های مشهور انسان
  • سوگواره
  • سنگاره
  • سنگخواره
  • سنگوار
  • فهرست جشنواره ها و سوگواره های ایران
  • زهکشی سطح سواره رو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سنگواره. [ س َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) بقایای متحجر شده موجودات زنده اعصار قدیمه. این بقایا علم به احوال موجودات گذشته را بمقیاس بسیارزیادی برای ما روشن میکنند و نیز در تشخیص نسبی طبقات زمین مؤثرند. فسیل .

فرهنگ عمید

آثار و بقایای موجودات زندۀ قدیمی (حیوانی یا نباتی ) مانند استخوان و دندان و صدف و امثال آن ها که از زمان های قدیم در داخل طبقات زمین باقی مانده و به صورت سنگ درآمده است و از مطالعۀ آن ها می توان تا حدی به احوال جانداران قدیم و همچنین عمر طبقات زمین پی برد، فسیل.

فرهنگ معین

(سَ رَ یا رِ ) (اِمر. ) فسیل ، بقایای موجودات زندة گذشته های دور که به صورت سنگ درآمده باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

سَنْگْواره (fossil)سنگواره اولیه خفاش متعلق به 52 میلیون سال پیش(یا: فسیل) اثر، نقش، یا بقایای واقعی جانور یا گیاهی محفوظ مانده در سنگ. سنگواره ها در دوره های تشکیل سنگ، بر اثرِ انباشت تدریجی رسوب روی بستر دریا یا دریاچه و طی میلیون ها سال به وجود آمده اند. سنگواره ممکن است جای پا، اثرِ فرورفته، یا نقشِ برجسته باشد. سنگواره های معدودی دست نخورده مانده اند، از آن جمله است ماموت های فسیل شده در یخ ه...

فرهنگ فارسی

بقایای متحجر شده موجودات زنده اعصار قدیمه . این بقایا علم به احوال موجودات گذشته را به مقیاس بسیار زیادی برای ما روشن میکنند و نیز در تشخیص سن طبقات زمین موثرند فسیل .

دانشنامه عمومی

سَنگواره (یا فُسیل که از لغت Fossilis از زبان لاتین کلاسیک گرفته شده که به معنای واقعی کلمه «به دست آمده از حفاری» هست) به بازمانده های کانی شده جانوران و گیاهان یا بازمانده های دیگر مثلاً ردپا گفته می شود.فرایند سنگواره شدن فرایندی کم اتفاق است زیرا کانی های طبیعی معمولاً تجزیه شده و دوباره وارد چرخه مواد می گردند. برای اینکه یک سازواره (ارانیسم)، سنگواره شود می بایست روی آن هرچه سریعتر با مواد ر...

مترادف و متضاد

fossil (صفت)
مربوط بادوار گذشته، سنگواره

fossiliferous (صفت)
سنگواره، فسیل دار، فسیل مانند، سنگی

کلمات مرتبط

  • سنگواره شناسی
  • سوخت سنگواره ای
  • فهرست سنگواره های مشهور انسان
  • سوگواره
  • سنگاره
  • سنگخواره
  • سنگوار
  • فهرست جشنواره ها و سوگواره های ایران
  • زهکشی سطح سواره رو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات