Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سنسن

تلفظ بین المللی : /sˈansan/ تلفظ :‌ [s'ansan]
لغت نامه دهخدا
  • ککای سنسن
  • اعین بن سنسن شیبانی
  • ام اسود دختر اعین بن سنسن شیبانی
  • سنسنه
  • جیمز سنسنبرنر
  • سنسناته
  • ربیعهبن سنان
  • سوسن
  • سوسن اباد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سنسن . [ س َ س َ ] (ص ، اِ) سخن نافصیح و غیربلیغ. (برهان ) (ناظم الاطباء). سنسان . رجوع به سنسان شود.

سنسن . [ س ِ س ِ ] (ع اِ) حرام مغز و آن چیزی است سفید از جنس عصب که میان سوراخهای مهره ٔ پشت و گردن میباشد و خوردن آن حرام است . (منتهی الارب ). تیزی مهره های پشت . (غیاث ) (آنندراج ). سر استخوانهای سینه و کناره ٔ استخوانهای پهلو که در سینه است . ج ، سناسن...

کلمات مرتبط

  • ککای سنسن
  • اعین بن سنسن شیبانی
  • ام اسود دختر اعین بن سنسن شیبانی
  • سنسنه
  • جیمز سنسنبرنر
  • سنسناته
  • ربیعهبن سنان
  • سوسن
  • سوسن اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات