کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سندوقس
تلفظ بین المللی :
/sandˈuːq1as/
تلفظ :
[sand'u:q1as]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سندوس
سندوق سری
سندوقی تله
سندوسی
سندوق
اپر سندوسکی اوهایو
سندوسکی اوهایو
فرودگاه منطقه ای شهرستان سندوسکی
قنات سندوست اباد اقلید
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سندوقس .
[ س َ ق ِ ] (معرب ، اِ) به یونانی جوشیر است . (فهرست مخزن الادویه ).
سندوقس . [ س َ ق ِ ] (معرب ، اِ) بلغت یونانی سرنج را گویند. و آن رنگی باشد که نقاشان و مصوران بکار برند و سوختگی آتش را نافع است . (برهان ) (آنندراج ). اسرنج . سرنج سلیقون . زرگون . زرقون . زرجون . رصاص محرق . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به الفاظ الادویه ، تحفه ٔ حکیم مؤمن و اختیا...
کلمات مرتبط
سندوس
سندوق سری
سندوقی تله
سندوسی
سندوق
اپر سندوسکی اوهایو
سندوسکی اوهایو
فرودگاه منطقه ای شهرستان سندوسکی
قنات سندوست اباد اقلید
نظرات