معانی کلمه : سندلی
لغت نامه دهخدا
سندلی . [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).
فرهنگ فارسی
صندلی، چهارپایه پشتی دارکه روی آن مینشینند
صندلی
تیره از طایفه کیومرسی ایل چهار بنگ بختیاری .
صندلی
تیره از طایفه کیومرسی ایل چهار بنگ بختیاری .
