معانی کلمه : سندساز
لغت نامه دهخدا
سندساز. [ س َ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه سند درست کند. کسی که جعل سند کند. جاعل سند. رجوع به سند شود.
مترادف و متضاد
صفت
سوءاستفادهچی، مختلس
ترفندباف، دروغپرداز، دروغساز
۱. سوءاستفادهچی، مختلس
۲. ترفندباف، دروغپرداز، دروغساز
