معانی کلمه : سندانی
لغت نامه دهخدا
سندانی. [ س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به سندان. || ( اِ ) یکی از استخوانهای سه گانه گوش میانی که آنرا سندان گوش نیز گویند.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) منسوب به سندان . ۲ - ( اسم ) سندان گوش .
قسمت فوقانی ابر کومهایبارا که به شکل سندان با نمای هموار و ریسهدار و مخطط است
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
incus (اسم)
سندان، استخوان سندانی، سندانی، عظم سندانی
فرهنگستان زبان و ادب
{incus} [علوم جَوّ] قسمت فوقانی ابر کومه ای بارا که به شکل سندان با نمای هموار و ریسه دار و مخطط است
