کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سنجوق
تلفظ بین المللی :
/sˈandʒuːq1/
تلفظ :
[s'andZu:q1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سوزن سنجاقی
سِنج سنجاقی
سلجوق
سلجوق شاه
سلجوقی
سلجوقیان
سلجوقیه
سنجاق
سنجاق زدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
سنجوق. [ س َ ج ُ / ج َ ] ( ترکی ، اِ ) کمر. کمربند. ( برهان ) ( غیاث ). کمربند. منطقه. ( ناظم الاطباء ). || چهارذرعی. ( برهان ). || علم. نشان. ( برهان ).
کلمات مرتبط
سوزن سنجاقی
سِنج سنجاقی
سلجوق
سلجوق شاه
سلجوقی
سلجوقیان
سلجوقیه
سنجاق
سنجاق زدن
نظرات