Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سنجابی

تلفظ بین المللی : /sandʒˈɑbi/ تلفظ :‌ [sandZ'Abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • سنجابی کریم
  • کریم سنجابی
  • لاک پشت سنجابی
  • میمون سنجابی
  • حسن آباد سنجابی
  • حسن اباد سنجابی
  • ارش سنجابی
  • ایل سنجابی
  • بابا محمد سنجابی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سنجابی . [ س ِ/ س َ ] (ص نسبی ) برنگ سنجاب . سنجاب گون :
روغن مغز تو که سیمابی است
سرو بدین فندق سنجابی است .

نظامی .


چو شد دوران سنجابی و شق دوز
سمور شب نهفت از قاقم روز.

نظامی .


سنجابی .[ س ِ ] (اِخ ) بخشی از شهرستان کرمانشا...

فرهنگ عمید

به رنگ سنجاب.

دانشنامه آزاد فارسی

سَنجابیاز ایلات کرد کرمانشاه، متشکل از مردم مهاجر نواحی مختلف، مرکب از دوازده طایفه به نام های چالابی/ چالاوی، اللهیارخانی/اللهی خانی، دستجه و دولتمند، دارخور (مهاجرت کرده از فارس)، صوفی، خسرو، کُل کُل/ دالیان/ دیالیان (مهاجرت کرده از حدود شهرزور و کناره های روخانۀ دیاله)، سیمین وند، جلیلوند، سرخاوند/ خرده دسته (مهاجرت کرده از لرستان به همراه سرخکی/سورکی ها)، باقی/ باغی (ظاهراً از اعراب مهاجر) و ع...

فرهنگ فارسی

بخشی ازشهرستان کرمانشاهان واقع در مغرب آن شهرستان و آن محدود است از طرف شمال ببخش روانسر از شمال شرقی بدهستان خالصه از مشرق بدهستان ماهیدشتاز جنوب بدهستان باوندپور از جنوب غربی ببخش گوران و از مغرب بدهستان ولدبیگی دارای آب و هوای بری است و مرکب از ۱۴۷ آبادی و جمعیت آن حدود ۱۹٠٠٠ تن است . مرکز بخش آبادی [ کوزران ] است . اهالی از ایل سنجابی و زبان آنان کردی است .اسم طایفه ایست از ایلات کرد که تقریبا...

دانشنامه عمومی

سنجابی بخشی از شهرستان کرمانشاه واقع در مغرب آن شهرستان است که محدود است از طرف شمال به بخش روانسر، از شمال شرقی به دهستان خالصه، از مشرق به دهستان ماهیدشت، از جنوب به دهستان باوندپور، از جنوب غربی به بخش گوران و از مشرق به دهستان ولدبیگی. دارای آب و هوای بری است و مرکب از ۱۴۷ آبادی است. اهالی آن از ایل سنجابی و زبان آنان کردی است. گویش سنجابی، شاخه ای از گروه گویش های زبان کردی جنوبی است.کریم سنج...

مترادف و متضاد

russet (صفت)
زبر، خرمایی، سنجابی

کلمات مرتبط

  • سنجابی کریم
  • کریم سنجابی
  • لاک پشت سنجابی
  • میمون سنجابی
  • حسن آباد سنجابی
  • حسن اباد سنجابی
  • ارش سنجابی
  • ایل سنجابی
  • بابا محمد سنجابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات