سنت . [ ] (اِ) اسم هندی زنجبیل است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
سنت . [ س ِ ] (اِ) یک قسمت از صد قسمت واحد پول امریکا، و صد سنت برابر یک دلار است .
سنت . [ س َ ن ِ ] (ع ص )مرد کم خیر. ج ، سنتون . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || سال قحط. (ترجمان القرآن ) (ناظم الاطباء).
یک صدم دلار.
۱. روش؛ طریقه.
۲. سیرت؛ سرشت؛ طبیعت.
۳. شریعت.
۴. (فقه) قول و فعل و تقریر پیغمبر اسلام؛ آنچه پیغمبر و صحابه بر آن عمل کرده باشند.
۵. نماز نافله.
تسنن، سنی
راه، روش، سیره
ختنه، ختنهسوران
آداب، آیین، رسم، رسوم، عرف، مذهب ≠ شیعه
۱. آداب، آیین، رسم، رسوم، عرف، مذهب
۲. راه، روش، سیره
۳. ختنه، ختنهسوران
۴. تسنن، سنی ≠ شیعه
ایستار، آیین