Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سنبیدن

تلفظ بین المللی : /sanbˈidan/ تلفظ :‌ [sanb'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سنبیدنی
  • سابیدن
  • سنجیدن
  • سنجیدنی
  • لاف سنجیدن
  • باهم سنجیدن
  • سنجیدن با ساعت
  • باد سنجیدن
  • سنبیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سنبیدن. [ سُم ْ دَ ] ( مص ) سوراخ کردن و سفتن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). سنبانیدن : چنان آبی که گردد سخت بسیاربسنبد زیر بند خویش ناچار.( ویس و رامین ).که آیات قرآن و شعر حجت دل دیوان بسنبد همچو پیکان.ناصرخسرو.و اگر سبب آن تیزی خون باشد که رگ را بسنبد و بخورد... ( ذخیره خوارزمشاهی ).کآن چاره چو سنبیدن کوه است بسوزن وآن حیله چو پیمودن آب است بغربال.امیرمعزی.سم او سنبد حجر را یک زمان الماس وارپس بزو...

فرهنگ عمید

سفتن، سوراخ کردن.

فرهنگ معین

(سُ دَ ) (مص م . ) = سنبانیدن : ۱ - سوراخ کردن . ۲ - کاویدن .

فرهنگ فارسی

سفتن، سوراخ کردن، کاویدن، سوراخ کننده
( مصدر ) ۱ - سوراخ کردن سفتن . ۲ - کاویدن کاهش کردن .

مترادف و متضاد

perforate (فعل)
سوراخ کردن، سفتن، ایجاد سوراخ کردن، سنبیدن، منگنه کردن، رسوخ کردن

کلمات مرتبط

  • سنبیدنی
  • سابیدن
  • سنجیدن
  • سنجیدنی
  • لاف سنجیدن
  • باهم سنجیدن
  • سنجیدن با ساعت
  • باد سنجیدن
  • سنبیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات