Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سنبالو

تلفظ بین المللی : /sanbˈɑluː/ تلفظ :‌ [sanb'Alu:]
لغت نامه دهخدا
  • پترو سبالوس
  • سبالو
  • سنبلاوین
  • عنکبوت سربالوس
  • یواس اس سابالو
  • السالوادور
  • سالو
  • سالوادر
  • سالوت
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سنبالو. [ سَم ْ ] ( اِ ) بوزینه را گویند و آن نوعی از میمون باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). بوزینه و نوعی از میمون. ( ناظم الاطباء ). || بزبان هندی نام درختی است که گل و برگ آنرا در دواها بکار برند. ( برهان ) ( جهانگیری ).

کلمات مرتبط

  • پترو سبالوس
  • سبالو
  • سنبلاوین
  • عنکبوت سربالوس
  • یواس اس سابالو
  • السالوادور
  • سالو
  • سالوادر
  • سالوت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات