معانی کلمه : سمین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فربه، چاق، چربی دار، پرچربی.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - فربه ، چاق . ۲ - سخن استوار، عالی .
فرهنگ فارسی
فربه، چاق، چربی دار، پرچربی، سمان جمع
( صفت ) ۱ - فربه چاق مقابل غث . ۲ - سخن عالی مقابل غث .
( صفت ) ۱ - فربه چاق مقابل غث . ۲ - سخن عالی مقابل غث .
فرهنگ اسم ها
اسم: سمین (دختر) (عربی) (تلفظ: samin) (فارسی: سَمین) (انگلیسی: samin)
معنی: ارزشمند و عالی، چاق، فربه، ارزشمند و عالی معمولاً در مورد سخن و شعر گفته می شود
معنی: ارزشمند و عالی، چاق، فربه، ارزشمند و عالی معمولاً در مورد سخن و شعر گفته می شود
مترادف و متضاد
پرگوشت، پروار، چاق، شحیم، فربه، گوشتالو، مسمن ≠ لاغر
fat (صفت)
چرب، چربی دار، فربه، چاق، ضخیم، سمین
