معانی کلمه : سمیران
لغت نامه دهخدا
سمیران . [ س ِ ] (اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس از داراگرد آبادان و بانعمت . (حدود العالم ).
فرهنگ فارسی
قلعه استوار یست بنزدیکی جویم ابی احمد و گرمسیر است و آب مصنعه دارد .

سمیران . [ س ِ ] (اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس از داراگرد آبادان و بانعمت . (حدود العالم ).