Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سمید

تلفظ بین المللی : /sˈamid/ تلفظ :‌ [s'amid]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خبز السمید
  • سمیدع
  • طالب بن سمیدع
  • سمیدن
  • سمیده
  • سمیداری
  • سمیدتشیتسه
  • سمیدو
  • دُم کرکی بال سفید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سمید. [ س َ ] ( اِ ) میده سفید و به ذال معجمه افصح است. ( آنندراج ). نان میده. ( مهذب الاسماء ). نان سپید. ( دهار ) : و پس نان سمید پر از ده درم سنگ فروکنند و سی درم سنگ دوغ بر این نان کنند و بنهند تا آغشته شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به سمیذ شود.

فرهنگ فارسی

نان میده . نان سپید

کلمات مرتبط

  • خبز السمید
  • سمیدع
  • طالب بن سمیدع
  • سمیدن
  • سمیده
  • سمیداری
  • سمیدتشیتسه
  • سمیدو
  • دُم کرکی بال سفید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات