Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سمج

تلفظ بین المللی : /sˈemedʒ/ تلفظ :‌ [s'emedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • سِمِج
  • سمج گرفتن
  • برهمو سمج
  • گدا سمج
  • ادم سمج و مزاحم
  • گدای سمج و بی ادب
  • اتصال سمج
  • اریا سمج
  • سمجه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سمج . [ س َ ] (ع ص ، اِ) شیر چرب مزه برگشته . (آنندراج ) (منتهی الارب ).

سمج . [ س َ م ِ ] (ع ص ) زشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بد. ناخوش . زشت . (غیاث ) : که از حرکات و افعال سمج پدرم لشکر مغول قصد این ملک دارند. (جهانگشای جوینی ). || بدمزه . (غیاث ). ناشیرین . (مهذب الاسماء).

سم...

فرهنگ عمید

۱. دارای عادت به پیگری مُصرانه و معمولاً ناپسند: گدای سمج.
۲. مُصر؛ پیگیر.
۳. [قدیمی] قبیح؛ زشت؛ ناپسند.

۱. سرداب.
۲. نقب؛ راه زیرزمینی.
۳. زندان زیرزمینی: ◻︎ در سمجی چون توانم آرمیدن / کز تنگی آن نمی‌توان خسبیدن (مسعودسعد: ۵۹۷).
۶. آغل گوسفند در کوه یا زیر زمین؛ سنب.

۱. سرداب.۲. نقب، راه زیرزمینی.۳. زندان زیرزمینی: در سمجی چون توانم آرمیدن / کز تنگی آن نمی توا...

فرهنگ معین

(س مِ) [ ع . ] (ص .) 1 - زشت ، ناپسند. 2 - بی حیا، پررو، ج . سماج .

(سُ مْ) (اِ.) = سمچ : 1 - نقب ، راه زیر - زمینی . 2 - سرداب . 3 - زندان زیرزمینی . 4 - آغل گوسفندان در زیرزمین یا در کوه .

(س مِ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - زشت ، ناپسند. ۲ - بی حیا، پررو، ج . سماج . (سُ مْ ) (اِ. ) = سمچ : ۱ - نقب ، راه زیر - زمینی . ۲ - سرداب . ۳ - زندان زیرزمینی . ۴ - آغل گوسفندان در زیرزمین یا در کوه ....

فرهنگ فارسی

قبیح، زشت، ناپسند، بی شرم، سمیج هم گفته اند، سرداب، نقب، راه زیرزمینی، آغل گوسفند
( اسم ) ۱ - جایی که در زیرزمین پا در کوه جهت درویشان کنند . ۲ - راه زیر زمینی ۳ - سرداب . ۴ - محبس زیر زمینی . ۵ - آغل گوسفندان در زیر زمین یا در کوه .
مصر و مبرم و مصدع و متعب آنکه هر چه بدو جواب نفی گویند باز آید .

دانشنامه عمومی

پیگیر /کسانی که داری هوش واستعداد بالایی اند و همه شون مسئله حل نشده رو ول نمی کنن فقط زمانی آن مسآله را حل کنن دست بر می دارن میگن اون انسان سمچ

گویش مازنی

۱سمج و مزاحم ۲پرتلاش – تلاش گر

/semej/ سمج و مزاحم - پرتلاش – تلاش گر

مترادف و متضاد

زشت، قبیح، ناپسند

بی‌آزرم، بی‌حیا، بی‌شرم

پافشار، پیگیر، مصر ≠ مستحسن

۱. پافشار، پیگیر، مصر
۲. بیآزرم، بیحیا، بیشرم
۳. زشت، قبیح، ناپسند ≠ مستحسن

persistent (صفت)پایا، مزمن، مصر، ماندگار، مداوم، لجوج، سمج، مقاوم، ایستادگی کنندهstubborn (صفت)خیره، ستیزه جو، ستیزه گر، ستیز گر، سرکش، ستیز جو، معاند، خیره سر، کله شق، سر سخت، لجوج، سمجpertinacious (صفت)کله شق، لجوج، ...

فرهنگ فارسی ساره

گرانجان

واژه نامه بختیاریکا

دیس برزه؛ دیسا؛ اَلَنگار؛ سِقِر؛ لیلاکا؛ سَی نَر پیشِه
دِرِکا

کلمات مرتبط

  • سِمِج
  • سمج گرفتن
  • برهمو سمج
  • گدا سمج
  • ادم سمج و مزاحم
  • گدای سمج و بی ادب
  • اتصال سمج
  • اریا سمج
  • سمجه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات