معانی کلمه : سمان
لغت نامه دهخدا
سمان . [ س َم ْ ما ] (اِخ ) ازهربن سعد. رجوع به همین کلمه شود.
سمان . [س ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ سمین ، که فربه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
فرهنگ عمید
سمانه٢#NAME?
روغنفروش؛ روغنگر؛ روغنکار.
۱. = آسمان
۲. روز بیستوهفتم از هر ماه خورشیدی؛ آسمان روز.
روغن فروش، روغن گر، روغن کار.
۱. = آسمان
۲. روز بیست وهفتم از هر ماه خورشیدی، آسمان روز.
= سمانه٢
۱. = آسمان
۲. روز بیست وهفتم از هر ماه خورشیدی، آسمان روز.
= سمانه٢
فرهنگ فارسی
سعید بن محمود بن احمد سمان از مردم دمشق است .
دانشنامه عمومی
سمان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان نران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۵خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان نران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۵خانوار) بوده است.
wiki: سمان
گویش مازنی
مرز سامان
/somaan/ مرز سامان
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: samān) (مخفف آسمان) ، روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی .
اسم: سمان (پسر، دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: samān) (فارسی: سَمان) (انگلیسی: saman)
معنی: مخفف آسمان، نام روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی، ( مخفف آسمان )
معنی: مخفف آسمان، نام روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی، ( مخفف آسمان )
