معنی کلمه : سماعیلی
لغت نامه دهخدا
سماعیلی . [ س ِ ] (ص نسبی ، اِ) قربانی . (آنندراج ).
سماعیلی . [ س ِ ] (اِخ ) طایفه ای است گمراه که قضیب اسب را پرستش میکنند. (غیاث ) (آنندراج ).

سماعیلی . [ س ِ ] (ص نسبی ، اِ) قربانی . (آنندراج ).
سماعیلی . [ س ِ ] (اِخ ) طایفه ای است گمراه که قضیب اسب را پرستش میکنند. (غیاث ) (آنندراج ).