معانی کلمه : سماطین
لغت نامه دهخدا
سماطین . [ س َ ] (اِ) قالی وپلاس . || پارچه ٔ خشن . || اطاقی که در اطرافش آینه نصب کرده باشند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
تثنیه سماط . دو رویه . دو رسته از درختان و مردم .

سماطین . [ س َ ] (اِ) قالی وپلاس . || پارچه ٔ خشن . || اطاقی که در اطرافش آینه نصب کرده باشند. (ناظم الاطباء).